پیشنهاد خط جدید فارسی

حال پس از مطالعۀ مقدمه در صفحۀ خانه، به پیشنهاد خط جدید فنی فارسی طی 3 بخش توجه فرمائید.

بخش نخست
در بخش نخست که ساده ترین بخش این پیشنهاد است ابتدا اشاره ای داریم به مزایای استفاده از حروف لاتین و بعد گفتار خود را از آواهای فارسی شروع میکنیم:

1.عدم نیاز به یک صفحه کلید مجزا برای خط فارسی.
2. سورتینگ و دسته بندی راحت کلمات.
3. استفاده بهینه از نرم افزارهای موجود در بازار بدون نیاز به تغییر آن بزبان دیگر (از جمله فارسی) مانند مایکروسافت وورد و انواع پایگاههای اطلاعاتی از قبیل مایکروسافت اکسس.
4. به قاعده در آوردن نحوه نوشتاری پینگلیش.
5. آسانتر نمودن یادگیری زبان انگلیسی.
6. یادگیری آسانتر زبان فارسی برای فرزندان ایرانیان متولد در خارج ایران.


آواها
کلیه اصواتی که توسط اندامهای گفتاری انسان تولید میشوند آوا نامیده میشوند و کوچکترین جزء آواها که برای بیان مفاهیم گفتاری بکار میروند و تغییر هر یک با دیگری در این  مفاهیم تغییر ایجاد میکند را واج مینامیم.

نحوه تولید واجها توسط حنجره و دهان انجام میگیرد که از این میان تنها یک واج با بازدم از میان فضای درون حنجره  و بدون تأثیر گذاری سایر قسمتهای حلق و دهان تولید میشود  ”ه”  و سایرین هر یک بنحوی با تأثیر پذیری از یک (یا بیشتر) اندامهای گفتاری تولید میگردند.
شاید مهمترین واج آنی باشد که در پسین حلق و بر اثر انسداد تارهای صوتی در کسری از ثانیه و رهایش آنی بوجود میآید (ء ). درک و پذیرش این واج که یک همخوان (صامت) است از اهمیت فوق العاده برخوردار است چه با شناخت این همخوان یکی از بزرگترین معضلات خط چپ براست با استفاده از حروف کنونی لاتین از بین خواهد رفت!
سایر واجها در قسمت پیشین حلق و دهان تولید میگردند.

خوانندگان عزیز، میتوانند جهت آشنائی مختصر با آواهای فارسی (تولیدی) و نحوه تولید آنها، به وبلاک آقای علی تفکری بآدرس ذیل مراجعه
http://tafakori.persianblog.ir/post/4
و آنگاه به سایت ویکی پیدیا در زیر جهت آشنائی مختصر با واژه های واج، واکه و همخوان مراجعه نمایند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%AC

 

 ابتداً باید عرض کنم که در کل مطالب پست شده در این وبسایت نهایت سعی شده که مفاهیم برای همۀ هموطنان کاملاً آشنا و روشن باشد و از درج واژه های ناآشنا تنها بصرف فارسی بودن آنها که ممکن است موجب گمراهی دوستان شود اجتناب شده است.
معهذا تنها به جهت متمایز بودن دو واژه واکه و همخوان در شکل ظاهری که معنی آن بیدرنگ درک میگردد، بجای دو واژه صامت و مصوت ( که نگارنده هنوز هم در بعضی مواقع ایندو را با هم اشتباه میگیرد)  استفاده شده ولی در سایر موارد از همان الفاظ قدیمی و آشنا استفاده شده است.

واج ها.
واج ها کوچکترین واحد آواها میباشند و بدو دسته تقسیم میگردند. واکه ها و همخوان ها.

حرف.
حروف، نمایش دهنده واج ها میباشند.

واکه ها.
واکه ها آندسته از واجها هستند که مسیر حرکت همخوانها را مشخص میکنند.
واکه ها در فارسی بتنهائی قادر به ادا نیستند و همواره نیازمند یه یک همخوان جهت بیان میباشند زیرا هیچگاه در ابتدای واژه بکار گرفته نمیشوند.
واکه ها شش عدد اصلی و یک عدد ترکیبی، جمعاً هفت عدد میباشند که عبارتند از:
سه واکه بلند:  که با سه حرف عربی نمایش داده میشوند:  ا  و  ی.
سه واکه کوتاه که در خط عربی با علامت زبر (فتحه)، پیش (ضمه) و  زیر (کسره) نمایش داده میشوند.
واکه هفتم واکه ایست ترکیبی که در مورد آن و نحوۀ بیان آن بتفصیل سخن خواهیم راند.
اما در خط کنونی کلماتی از قبیل اوج، موج، گود، نو، داری این واکه هستند که همانگونه که ملاجظه میکنید حرف خاصی برای آن تخصیص داده نشده و با همان حرف  و بنمایش درمیآیند!


همخوانها.
همخوانها واج هائی هستند که قسمت اصلی آواها را تشکیل میدهند. معمولاً با استفاده با یک واکه راحت بیان میشوند.
همخوان ها در فارسی 23 عدد میباشند که در الفبای فارسی/عربی عبارتند از:

ا , ب ، پ ، ت ، ج ، چ ، خ ، د ، ر ، ز ، ژ ، س ، ش ، غ ، ف ، ک ، گ ، ل ، م ، ن ، و ، ه ، ی

برای ادای هر یک از آواهای فارسی همیشه، حداقل به دو واج  نیاز است ابتدا یک همخوان و سپس یک واکه.
نتیجه حاصله آنکه کلیه واژه های فارسی (هجاها، پسوندها، …)  با یک همخوان شروع و با یک واکه ادامه یا خاتمه میابند.
در تقسیم بندی همخوانها تنها تلفظ آنان از نظر ادامه پذیری کمی مورد توجه ما است که بعداً بطور خلاصه در مورد آن صحبت خواهیم کرد

Syllables هجا، بخش، سیلاب شناسی
هجاها (یا بخشها یا سیلاب ها) واحدهای سازمان دهنده برای سلسله صداهای گفتاری هستند.
هجاها با اهمیت ترین قسمت گفتار ما برای درک و کاربرد واجها در خط فارسی میباشند. لذا از دوستان خواهش میشود که ابتدا با مراجعه به سایت ویکیپیدیا در آدرس ذیل اطلاعاتی را در زمینه هجاها کسب تا آمادگی بهتری برای کاربرد همخوانها و واکه ها کسب نمایند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%AC%D8%A7

حال به بررسی هر شش حالت هجا ها در زبان فارسی که شرح آن در بالا رفت میپردازیم.
1. همخوان + واکه کوتاه. مانند: تو ، نه ، که ، به ، سه ، و  ، …
2. همخوان + واکه بلند. مانند : او ، با ، بی ، بو ،  تا ،  سی ، …
3. همخوان + واکه کوتاه + همخوان. مانند: از ، در ، شن ، کت. 
4. همخوان + واکه بلند + همخوان. مانند:  دور ، دیر ، دار ، این ، اون ، آن.
5. همخوان + واکه کوتاه + 2 همخوان. مانند: ابر ، ارز ، عرض  ، اسم  ، مرغ  ، انس ، مست ، شکل.
6. همخوان + واکه بلند + 2 همخوان. مانند: آرد ، ماست ، نیست ، پوست ، ایست.

نتیجه 1:همانگونه که ملاحظه میفرمائید و قبلاً هم متذکر شدم، هجاهای فارسی همگی در ابتدا با یک همخوان آغاز و بلافاصله با یک واکه ادامه میابند.
نتیجه 2: هیچ واژۀ فارسی دارای دو واکه پشت سر هم نمیباشد.
توضیح:
واژه هائی که به یک واکه و یا همخوان ه (در نقش کسره) ختم میشوند و نیازمند واکه کوتاه کسره جهت تبدیل به موصوف میباشند،  یک همخوان  ی  به آخر واژه اضافه میشود مانند  جا  که تبدیل به جای میشود (جای همیشگی) یا مو که تبدیل به موی میگردد (موی سیاه)، خانه به خانه ی (خانۀ من)، تو (ضمیر) به توی (توی باسواد)، نه به نه ی (نۀ ساده)…
در صورت واکه  ی ، این قانون در تلفظ رعایت میشود اما در نوشتن استثنائاً خیر. مثلاً واکه  ی  در واژه ریاضی در جمله “ریاضی کلاس یازده” بتنهائی نمایندۀ هم یک واکه است و هم یک همخوان.

توجه: بر اثر نفوذ زبان فرانسه در زبان فارسی در صد سال اخیر، هجای دیگری وارد زبان فارسی شده که بعد از واکه سه همخوان را بدنبال دارد که تنها برای بیان الفاظ فرانسه، آلمانی، روس و یا دیگر زبانها بکار میرود مانند تمبر که فرانسه است و یا هجای دوم سپتامبر، نوامبر، دسامبر. و یا مینسک پایتخت روس سفید، ماینز (یا ماینس) شهری در آلمان و …
باید توجه داشت که این هجا فارسی نیست و تنها برای تلفظ صحیح واژه های خارجی توسط فارسی زبانان بکار میرود.

نکته: با نگاهی به یک واژۀ فارسی میتوان تعداد هجاهای آن واژه را براحتی محاسبه کرد. باینصورت که تعداد هجاهای هر واژه برابر با تعداد واکه های آن واژه میباشد.

با توجه بآنچه بیان شد نتیجه میگیریم که سه حرف  ”ا”  ، “و”  ، “ی”   در ابتدای کلمات (یا هجاها) همیشه  همخوان محسوب میگردند.
بنابراین کلیه حروف زبان فارسی در خط کنونی فارسی/عربی نمایانگر همخوان میباشند که در این بین، سه حرف  ا ، و ، ی  نفش واکۀ بلند را نیز  ایفا مینمایند.

حال به بررسی این سه واکه و نحوۀ کاربرد آنان میپردازیم.

ا
در ابتدای هر هجا (سیلاب) همخوان محسوب میشود مانند ابر ، این ، اسم
در وسط  و انتهای هجا نقش واکه را بعهده دارد مانند با ، کار ، دار ، را ، …

و
در ابتدای هر هجا (سیلاب)  یک همخوان است مانند: ورد، وار، وعظ، وش، وصل…
در وسط آن، واکه محسوب میگردد. نور، تور، نوش، سوسک، گور …
در آخر هجاهای نوع اول و دوم یک واکه خواهد بود مانند او ، بو ، کو، مو…
در آخر هجای نوع سوم تا ششم همخوان خواهد بود مانند  گیو، گاو، سرو، مرو…

ی
در ابتدای هجا یک همخوان است مانند یک ، یوز ، یار …
در انتهای هجاهای نوع دوم و در وسط هجاهای نوع چهارم  یک واکه است مانند کی (چه کسی) ، سی، سیر، سیب ، ریز …
اگر دومین واج هجاهای نوع ششم باشد واکه خواهد بود مانند بیست، سیرک…
در غیر اینصورت همخوان محسوب خواهد شد مانند ری (شهر ری) ، کی (چه موقع) ، چای، جوی …
توجه: حرف ی در واژه نامهای شیدا یا لیلا ، یک همخوان است اما در نیما یا مینا یک واکه.

نمایش واج ها در خط کنونی فارسی/عربی.
چون عملاً سه حرف نشاندۀ واکه های بلند نقش همخوان را هم در الفبای فارسی/عربی بازی میکنند، لذا واجهای فارسی همان 23 عدد میباشند که با حروف ذیل نمایش داده میشوند.

ا , ب ، پ ، ت ، ج ، چ ، خ ، د ، ر ، ز ، ژ ، س ، ش ، غ ، ف ، ک ، گ ، ل ، م ، ن ، و ، ه ، ی

اما با بکارگیری حروف لاتین میتوان شش واکه (یا هفت واکه) را هم به واجها اضافه کرد و انان را با حروف نمایش داد.

نکته: برای نمایش واج ها میتوان از ترکیب دو حرف برای نمایش آن واج استفاده کرد.
حال در این قسمت به رفع پاره ای از ابهامات دستوری زبان کنونی فارسی در امر واکه ها و طریق استفاده از همخوان بزرگ در ابتدای هجاها میپردازیم.

نحوه کاربرد واکه های کوتاه همانیست که در دبستان یادگرفته و تا کنون بکار برده ایم، اما در مورد کاربرد واکه های بلند نیاز به مباحثۀ بیشتری در مورد آنها داریم.
مطابق با اصل 1 که در بالا اشاره شد کلیه واژه ها (و در اصل، هجاها)  در فارسی، ابتدا با یک همخوان شروع و بلافاصله با یک واکه (کوتاه یا بلند) ادامه پیدا میکنند.
مثال:
“ابر”  تشکیل شده از همخوان “ا” و بلافاصله واکه کوتاه زبر(فتحه).
برای درک بهتر این مطلب واکه های کوتاه را هم حرف فرض کرده و آنرا بلافاصله بعد از حرفی که به آن تعلق دارند، بیاورید!
مانند اینکه کلمه ابر را اینگونه بنویسیم  ” ا  ّ ب ر”  یعنی 4 حرف برای آن قائل شویم که حرف دوم واکه کوتاه فتحه (زبر) میباشد.
بهمین طریق کلمات احمد،  اسم (حرف دوم کسره)، انس (حرف دوم ضمه) و اشک (حرف دوم فتحه) و الی آخر…
همخوان ا در ابتدای کلمه و قبل از واکه های بلند هم از همین قانونمندی پیروی میکند مانند کلمۀ او که ضمیریست برای سوم شخص مفرد و یا کلمۀ اوست که با همخوان ا شروع و با واکه بلند و ادامه و یا پایان میابد.
واژه ایل هم با همخوان ا شروع و با واکه بلند ی ادامه پیدا میکند، همچنین است  واژه این و ایران.

کاربرد واکه  الف  بعد از همخوان  الف  در ابتدای کلمه.
کلمه آن (ضمیر اشاره به دور) را در نظر بگیرید. بر طبق تعریف ، با همخوان الف شروع و با واکه الف ادامه میابد یعنی باینصورت اان .
اما، هرگاه  دو حرف  الف  که مسلماً اولی همخوان و بعدی واکه است پی در پی بیایند، میتوانیم قراردادی آنرا با  آ  (الف کلاه دار) نمایش دهیم. از اینرو آنرا آن مینویسیم. همچنین است واژه های آخر، آذر… که در حقیفت  میبایست ااخر و ااذر  نوشته میشد اما  دو الفهای هرکدام به آ تبدیل شده است.

حال پس از این توضیح به معرفی معادل همخوانها و واکه های فارسی با حروف لاتین میپردازیم و آنگاه طریقه  نوشتن کلمات مختلف را با این حروف بنمایش میگذاریم.
برای ساختن معادل حروف فارسی به لاتین نخست همخوانها و واکه ها را مشخص و آنگاه معادل آنان را معین میکنیم.

23 همخوان که عبارتند از:
ء ، ب ، پ ، ت ، ج ، چ ، خ ، د ، ر ، ز ، ژ ، س ، ش ، غ ، ف ، ک ، گ ، ل ، م ، ن ، و ، ه ، ی

و برابری آنها:
Y، H ، V ،  N ، M ، L ، G ، K ، F، Q ، S ، S ، Z ، Z ، R ، D ، K ، C ، J ، T ، P، B ، X

 همانطور که ملاحظه میشود برابری سه حرف   ژ ، ش  و خ شبیه برابری   ز  ،  س  و ک میباشند با این تفاوت که خطی در پائین (در صفحه ویرایش از دکمه آندرلاین استفاده میشود)  جهت نمایش آنان در حروف الفبا اضافه میشود ولی در عمل از دو حرف ترکبیبی ذیل در کلمه بجای آن استفاده میگردد.

S= sh = ش       Z= zh = ژ        K = kh = خ
حال نوشتن کلماتی مانند مسحور یا مضحک مشکل خواهدشد زیرا در صورت نوشتن مسحور به این صورت:  mashoor   ممکن است مشور خوانده شود لذا قراردادی با بکار بردن حرف  x  در بین دو حرف ترکیبی این نقیصه را برطرف میسازیم و نتیجتاً آنرا اینگونه مینویسیم:
masxhoor مسحور   و یا  mozxhek مضحک
نکتۀ قابل توجه در اینجا اینستکه بدانیم همخوان بزرگ  x  هیچگاه بین دو همخوان قرار نمیگیرد بنابراین هرگاه اینگونه ظاهر شود، تلفظ نمیگردد و در میابیم که تنها برای کاربرد استثنائی استفاده شده است.

واکه ها:
سه واکه کوتاه :
زبر (فتحه)   پیش (ضمه)  زیر (کسره)
E                O               A

سه واکه بلند:
ا       و       ی
I     OO    AA

واکه هفتم  و (مانند موز)  که با   W نمایش داده میشود ولی ترکیبی (diphthong) است
بدین معنی که معمولاً از ترکیب  حرف   w  با  o  و  یا  a   حاصل میگردد:
موز   mowz   ،  دوره    dowreh
در بعضی از اقوام ایرانی بجای  ow  از  aw  استفاده میکنند مثلاً واژه دولت dowlat را تاجیکها   dawlat  تلفظ میکنند.
و یا کردها  و عرب زبانها که va (و)  را بصورت  wa  تلفظ میکنند.
در فارسی هم گاهی اوقات  و  بصورت  wo  تلفظ میشود
hameh az  bahre to sargashteh wo  farmaanbordaar

نتیجتاً تمام واجها در زبان فارسی جمعاً 30 عدد میباشند که از همان 26 حرف لاتین برای نمایش آنها استفاده میگردد.

A A B C D E F G H I J K K L M N O O P Q R S S T V W X Y Z Z

و طریق تلفظ آن:
ای ، آ ، بی ، چه ، دی ، ای ، اف ، گه ، هه ، آی ، جه  ، که ، خه ، ال ، ام ، ان ، او ، اوو ، په ،
غه ، آر ، اس ، شه ، تی ، وی ،  دبلیو ، عه ، یه ، زه ، ژه
حال بطریق نوشتن پاره ای از واژه ها با حروف جدید لاتین توجه فرمائید.

سه واکه کوتاه  زبر ، پیش ، زیر (فتحه ،  ضمه ،  کسره ) را با

   e , o , a نمایش میدهیم:

dar در
gol گل
del دل
    سه واکه بلند  ا  ، و  ، ی   را با   i ,  oo , aa   نمایش میدهیم. 
daar دار
door دور
dir دیر
واکه هفتم که با گرد کردن لبان از داخل دهان (غنچه ای)  ادا  میشود و اکثراً بصورت ow  نمایش داده میشود
howz حوض
mowz موز
dowr دور
مثال های دیگری برای واکه هفتم
rowze روضه
now نو
fowri فوری
dowri دوری  (بمعنی بشقاب)
Nowrooz نوروز
rowzaneh روزنه
fowj فوج
مثال هائی برای شش واکه اصلی
boro برو
ro رو  (کوتاه برای برو)
to تو  (بمعنی دوم شخص مفرد)
roo رو   (بمعنی صورت)
too تو  (بمعنی داخل)
samanoo سمنو
naameh نامه
zamaan زمان
Moraad مراد (اسم مردها)
biyaa بیا
nayaa نیا
navaa نوا
mard مرد
zan زن
Mohammad محمد
rooz روز
sobh صبح
Fereydoon فریدون
nahaar نهار
sobhaaneh صبحانه
jozv جزو
jozvejozveh جزو  (با واکه  زیر بمعنی متعلق به)جزوه
tajziyeh تجزیه
majzoob مجذوب
mojazzaa مجزا
hojjat حجت
sekkeh سکه
tappeh تپه

همخوان بزرگ

همانطور که قبلاً گفته شد مهمترین واج، حاصل از آوائی است که با بستن حنجره بمدت بسیار ناچیز و رها کردن یکباره آن بدست میآید که توسط  آ  ،  ا  ، أ ، ؤ ،  ع  ،  ء  در خط عربی به نمایش در می آید و از اینرو آنرا بزرگ مینامیم که  چندین حرف را نمایندگی میکند.  آوای دربرگیرنده این واج در اکثر اوقات بهمراه یک واکه ادا میشود مگر در مواردی در پایان کلمات. مثالهائی چون جزء ، نفع ، شرع… از این موارد خاص هستند که در آخر کلمه آمده و برای بیان، نیازی به واکه ندارند (نوع پنجم و  ششم هجاها).
توجه به نحوه ادای این همخوان در فارسی و کاربردش در خط نوین، یکی از مهمترین ارکان خط نوین میباشد.

bixaar                                                                                   بیعار

maxaad                                                                                 معاد

maxbar                                                                                  معبر

moxtabar                                                                                معتبر

rexis                                                                                        رئیس

marxoos                                                                                  مرئوس

kaarxaamad                                                                             کارآمد

kaaraamad                                                                                کارامد

naxim                                                                                         نعیم

nafx                                                                                            نفع

Saxdi                                                                                            سعدی

Saxdiyaa                                                                                      سعدیا

meydaan                                                                                       میدان

hameh                                                                                            همه

yaavar                                                                                           یاور

Maani                                                                                            مانی

hameyeh                                                                                         همۀ

moraad                                                                                          مراد

soxaal                                                                                            سؤال

soox                                                                                               سوء

hamsaayeh                                                                                      همسایه

hamsaayeyeh                                                                                   همسایۀ

taxbir                                                                                                تعبیر

taxaabir                                                                                            تعابیر

jozx                                                                                                   جزء

jozxeh                                                                                            جزء  (بمعنی تکه ای از)

jozxi                                                                                                  جزئی

همخوان بزرگ در ابتدای کلمه

xaab                                                                                                  آب

xabr                                                                                                    ابر

xomr                                                                                                   عمر

xesm                                                                                                    اسم

xin                                                                                                         این

xoo                                                                                                         او  (بمعنی سوم شخص مفرد)

حال با کمی دقت میتوان دریافت که در این حالت، حرف  x نقش مهمی را در ابتدای کلمه ایفا نمیکند و میتوان آنرا حذف کرد.

اصل 2 : واکه ها در ابتدای کلمه خود بخود همخوان بزرگ را در ابتدای خود حمل میکنند.

aab                                                                                     آب

abr                                                                                       ابر

omr                                                                                      عمر

esm                                                                                       اسم

in                                                                                         این

oo                                                                                         او  (بمعنی سوم شخص مفرد)

esme Iraj                                                                                  اسم ایرج

Abbaas                                                                                    عباس

axlaa                                                                                          اعلا

aali                                                                                             عالی

eyaadat                                                                                      عیادت   (با کسر ع)

alalkhosoos                                                                                الالخصوص

Esmaaxil                                                                                        اسمعیل

emzaax                                                                                         امضاء

elaahi                                                                                            الهی

Iraan                                                                                              ایران

Iraani                                                                                             ایرانی

Isaa                                                                                                عیسی

توجه: اگر بعد از واکه a  و  یا  aa ، حرف  ی بیاید، آن  ی  همخوان خواهد بود چه در فارسی دو واکه پشت سر هم قرار نمیگیرند.

mayaazaar                                                                                     میازار

sayyaad                                                                                             صیاد

chaay                                                                                                چای

daayi                                                                                               دایی

daaxi                                                                                                  دائی

Aamrikaayi                                                                                          آمریکایی

Aamrikaaxi                                                                                           آمریکائی

aayin                                                                                                    آیین

aaxin                                                                                                     آئین

aaraayeh                                                                                              آرایه

ey                                                                                                          ای

aay                                                                                                         آی

ow                                                                                                         او (آب به زبان لری)

saxy                                                                                                         سعی

raxy                                                                                                         رأی

vahy                                                                                                        وحی

sheyx                                                                                                       شیئ

 

حرف ش برابر با  sh

maxishat                                                                                          معیشت

mahvash                                                                                             مهوش

moshajjar                                                                                             مشجر

enshaax                                                                                              انشاء

 

حرف خ برابر با  kh

makhzan                                                                                               مخزن

saakht                                                                                                   ساخت

sakht                                                                                                      سخت

 

   حرف چ برابر با  C

caman                                                                                                    چمن

maac                                                                                                       ماچ

batceh                                                                                                       بچه

gac                                                                                                           گچ

taaqceh                                                                                                     طاقچه

   حرف ژ برابر  با ZH

kazhdom                                                                                                     کژدم

azhdar                                                                                                          اژدر

Bizhan                                                                                                           بیژن

استثنائات- همخوان x (ع) هیچگاه بین دو همخوان دیگر قرار نمیگیرد ، از اینرو میتوان از آن برای متمایز کردن دو حرف ترکیبی استفاده کرد که در اینصورت غیر ملفوظ
خواهد بود.

ezxhaar                                                                                                      اظهار

masxhoor                                                                                                   مسحور

 

   حروف غ ، ق   برابر  با  Q  

eshq                                                                                                                عشق

qaanex                                                                                                                قانع

qows                                                                                                                   قوس

showq                                                                                                                 شوق

zowq                                                                                                                   ذوق

توجه: آندسته از هم میهنان که بین دو حرف غ و ق تفاوت قائلند میتوانند حرف غ را با ترکیب دو حرف GH نمایش بدهند اما در فارسی معیار هر دوی اینها یک واج هستند.

———————————

بخش دوم
در این بخش میپردازیم به مسئلۀ همخوانهای ادامه پذیر و ادامه ناپذیر.
همخوانهای ادامه پذیر آنانی هستند که بعد از تلفظ تا چندی تلفظ آن ادامه دارد. ولی همخوانهای ادامه ناپذیر بر عکس بلافاظله تلفظ آن قطع میگردد.
همخوانهای ادامه پذیر عبارتند از:  خ ، ر ، ز ، ژ ، س ، ش ، ف ، ل ، م ، ن  ، و ، ی
همخوانهای ادامه ناپذیر عبارتند از:  ب ، پ ، ت ، ج ، چ ، د ، ع-ء ، غ ، ک ، گ، ه
حال برای درک اهمیت از آگاه بودن ادامه پذیری و یا ناپذیری همخوانها ابتدا به مبحث تکیه یا  stress  میپردازیم.
تکیه در هجاهای فارسی روی واکه ها میباشد. در کلمات چند هجائی گاهی فقط یکی از هجا ها تکیه دارند و گاهی هم بیشتر از یکی.
در بیشتر مواقع تکیه روی واکۀ بلند و اکثراً در هجای آخر خواهد بود مانند خورشید، که تکیهروی ی شید میباشد.
اما موارد بسیاریست که هجاهای متفاوت یک واژه دارای تکیه میباشند مانند سامان، تابان، ساطور …
هر واکۀ بلند و دارای تکیه میباشد مانند  پور، رو، شرور، سوگ، موم، کور، سوزان، گندمگون مگر اینکه بین دو همخوان ادامه ناپذیر باشد مانند چوب، توپ، کوچ، کوه
اما کلمات یک هجائی با دو شرط میتوانند دارای تکیه باشند.
1. هجای نوع چهارم باشند (همخوان/ واکۀ بلند/ همخوان).
2. همخوان بعد از نوع ادامه پذیر باشد. مثل بار ، کار ، میخ ، ریش.
واکۀ و در هر دو حالت دارای تکیه است.
بنابراین واژۀ بار دارای تکیه، ولی باد بودن تکیه میباشد.
نکته: هرجند واژه بار دارای تکیه روی الف میباشد ولی در واژۀ باران تکیه به الف دوم یعنی ران منتقل خواهد شد.
این به این دلیل است که با افزودن ان به بار  و تبدیل آن به باران، نحوۀ هجا ها تغییر میابد. به این معنی که هجای بار، دیگر در واژۀ باران وجود ندارد بلکه به با تبدیل شده است و از سوی دیگر،  ران هجای دوم محسوب میگردد.

در نتیجه باید بین این دو همخوان الف تفاوت قائل بود.
برای این منظور، واکۀ تکیه دار الف را با همان aa نمایش میدهیم و الف بدون تکیه را با u.
مثال: ناز naaz ،  ناب nub.
همچنین است در مورد ی تکیه دار که با  ee  نمایش داده میشود و ی بدون تکیه با همان  .

نکته: اگر بعد از همخوان ادامه ناپذیر یک واکه کوتاه بیاید، واکۀ الف تبدیل به واکۀ تکیه دار خواهد شد (که دلیل آن هم همان تغییر فرم هجا ها خواهد بود).
مثال: واکۀ الف در واژۀ باد بدون تکیه اما در واژۀ باده تکیه دار است.  یا  ”ابر و باد و  مه و خورشید و…”
در این جمله واژۀ باد بدون تکیه است اما چون و بعد از آن میآید تکیه دار خواهد شد (که در هر حال بصورت همان بدون تکیه نوشته خواهد شد یعنی bud o).

همانطور که قبلاً اشاره رفت، واکۀ  و  در تمام حالات دارای تکیه است. مثال: گور ، تور ، سود، بود کوچ، سوگ…
که همچنان به oo نمایش داده میشود. مثال: goor , kooc , bood  sood …

توجه: چون تشخیص تکیه ها ممکن است برای بعضی کاربران کمی مشکل باشد لذا در صورت عدم اطمینان میتوانند واکۀ الف را با  aa  و  واکۀ  ی  را با i نمایش دهند.

در این حالت سی عدد حروف ما باینصورت خواهند بود:
 A B C D E F G H I J K K L M N O O P Q R S S T U V W X Y Z Z

و تلفظ آنها:
ای ، بی ، چه ، دی ، ای ، اف ، گه ، هه ، آی ، جه ، که ، خه ، ال ، ام ، ان ، او ، اوو ، په ، غه ، آر ، اس ، شه ، ته ، عا (یا آ)  ، وی ، وو ، عه ، یه ، زه ، ژه.

به نحوه نگارش پاره ای از واژه ها توجه کنید.

uxort                                            آئورت

axlaa                                              اعلا

aaxin                                            آئین

aaraayeh                                          آرایه

Aamrikaa                                          آمریکا

Aamrikaaxi                                        آمریکائی

aali                                               عالی

Ali                                                   علی

biyaa                                                  بیا

bixaar                                                بیعار

biyaar                                                  بیار

bi yaar                                                 بی یار

beyxaaneh                                            بیعانه

baaxes                                                  باعث

beraaxat                                               برائت

buraan                                                باران

daaxi                                                     دائی

Duraa                                                  دارا

daaxereh                                              دائره

extebaar                                             اعتبار

emzux                                                 امضاء

Esmuxeel                                              اسماعیل (اسمعیل)

exaaneh                                                اعانه

Iraan                                                     ایران

jozx                                                       جزء

jozxeh                                                    جزئه

jozxee                                                    جزئی

khiyaal                                                    خیال

kuraamad                                                کارامد

moxasses                                                 مؤسس

moxasser                                                  مؤثر

moxaaser                                                معاصر

moxazzam                                                معظم

maxaad                                                    معاد

maxbar                                                    معبر

maxaaber                                                  معابر

moxtabar                                                 معتبر

maxroof                                                   معروف

marxoos                                                   مرئوس

metux                                                     متاع

maxaaref                                                  معارف

moxarref                                                   معرف

muhaaneh                                                ماهانه

moshaaverehxi                                          مشاوره ای

moruxaat                                                 مراعات

nayaa                                                        نیا

nafx                                                          نفع

nowx                                                        نوع

piyaale                                                       پیاله

qenaaxat                                                    قناعت

qaanex                                                       قانع

rexis                                                           رئیس

raxnaa                                                        رعنا

ruyaaneh                                                   رایانه

robx                                                          ربع

rexaayat                                                   رعایت

soox                                                         سوء

soxaal                                                       سؤال

sabx                                                          سبع

sarix                                                          سریع

saaxi                                                          ساعی

Saxdi                                                         سعدی

Saxdiyaa                                                     سعدیا

sayyuh                                                       سیاح

sayyaareh                                                    سیاره

sulaaneh                                                     سالانه

suliyaaneh                                                    سالیانه

shexr                                                           شعر

shanix                                                          شنیع

saaxat                                                          ساعت

suxaat                                                         ساعات

taxbeer                                                         تعبیر

taxaabeer                                                      تعابیر

taxreef                                                          تعریف

taxrefeh                                                          تعرفه

taxseer                                                         تأثیر

tazxeef                                                         تضعیف

toloox                                                           طلوع

yuraaneh                                                       یارانه

ziyux                                                             ضیاء

zaayex                                                          ضایع

zaxeem                                                         زئیم

zaxferaan                                                        زعفران

————————

بخش سوم
در این بخش کمی به زیبا نگاری و ساده نویسی خط میپردازیم که برای این منظور حرف  X  را در بعضی موارد حذف میکنیم.
قبلاً اینکار را در مورد حذف این حرف در ابتدای کلمات انجام دادیم و نتیجه قابل توجهی هم گرفتیم.
اما حالا برای این منظور بطور قراردادی کلیۀ  X  هائی که بین دو واکه قرار دارند را حذف میکنیم و چون میدانیم که دو واکه در کنار یکدیگر قرار نمیگیرند لذا در صورت چنین نوشتاری، قراردادی یک همخوان بزرگ در وقت بیان بین آندو واکه قرار میدهیم بدینصورت با حذف این حرف تغییری در تلفظ همخوانهای واژه ایجاد نمیشود!
مثلاً واژه  باعث  baaxes  را در نظر بگیرید چنانچه  x  آنرا که بین دو واکه بلند  aa  و کوتاه  e  قرار دارد حذف کنیم هیچ تغییری در تلفظ واژه ایجاد نمیشود چون همانگونه که قبلاً اشاره رفت متوجه میشویم که برای بیان کلمه بین آن دو واکه یک همخوان بزرگ قرار دارد لذا   کلمۀ baaes  بهمانگونه “باعث” ر بمانند baaxes تلفظ میگردد.
همچنین است کلمه ی ضعیف  zaxif  که  آنرا  zaif  و یا کلمه  بیعار  bixaar  که   biaar   ، سؤال   soxaal    را  soaal .  و رئیس rexis  را  reis مینویسیم.

نتیجه: هرگاه دو واکه در یک کلمه کنار یکدیگر نوشته شوند ، نتیجه میشود که همخوان بزرگ بین آندو حذف گردیده که در تلفط باید رعایت شود.

توجه:  در بعضی از شهرهای ایران که دارای لهجه ی خاص خود مبباشند (مثلاً اصفهان) کلمه اسماعیل را ممکن است اسمایل یا اسمیل تلفظ کنند! در آنصورت این کلمه بصورت Esmaayl  یا Esmayl نوشته خواهد شد چه بعد از واکه بلند  aa و یا واکه کوتاه فتحه a ، همخوان Y  بکار خواهد رفت نه واکه ی بلند الف.

استثناء: در مواردی که این همخوان بین دو واکه   a  و  aa  یا بین   o  و  oo  و یا بین دو  a  قرار بگیرد ، در آنصورت همچنان حرف  X  را درج میکنیم. مانند  ساعت  saaxat   و یا صعود  soxood.

حال به مثالهائی در این زمینه توجه فرمائید:

uort                                                            آئورت

aain                                                              آئین

Ali                                                                علی

aali                                                               عالی

biaar                                                             بیعار

biyaar                                                             بیار

bi yaar                                                           بی یار

daaereh                                                        دائره

daai                                                               دائی

maxaad                                                            معاد

moshaaverehxi                                               مشاوره ای

moasses                                                         مؤسس

moaaser                                                          معاصر

moasser                                                          مؤثر

moazzam                                                       معظم

maxaaref                                                       معارف

moarref                                                         معرف

naeem                                                               نعیم

qenaaxat                                                         قناعت

reis                                                                 رئیس

saai                                                             ساعی

maxbar                                                          معبر

moxtabar                                                       معتبر

marxoos                                                        مرئوس

kuraamad                                                       کارامد

nafx                                                                 نفع

soox                                                                سوئ

Saxdi                                                              سعدی

Saxdiyaa                                                           سعدیا

saaxat                                                             ساعت

taxbeer                                                               تعبیر

sarix                                                                سریع

sabx                                                                سبع

robx                                                                 ربع

metaax                                                            متاع

maxroof                                                           معروف

taxreef                                                                تعریف

axlaa                                                                اعلا

beyxaaneh                                                         بیعانه

shexr                                                               شعر

 

حال به آخرین نکته در این مرحله میپردازیم و آن چگونگی تشخیص خط فارسی از خط انگلیسی زمانیکه در کنار همدیگر هستند میپردازیم چه هردو از یک حروف استفاده میکنند.
برای این  شناسائی خط انگلیسی (و احیاناً هر خط دیگر) و تشخیص آن از خط فارسی نام خط (که معمولاً انگلیسی است) را در ابتدا در یک براکت چهارگوش [] قرار داده (مثلاً  [Engelisi] ) و در پایان عیناً همین عمل را برای خط فارسی در شروع آن انجام میدهیم.

مثال:
فرض کنید که مطلب ذیل را نوشته و آنگاه میخواهم آنرا به انگلیسی هم برگردانیم و زیر متن فارسی جای دهیم:

IPA vasilehxist baraaye nemaayeshe aavaahuye yek zabun, va haaviye bish az yeksad alaamate shebhe horoof mibaashad ke har kodaam yek vaazhehye khassi ru namaayandegi mikonad. IPA dar avaakhere sulhuye 1800 va pish az puyaane sule 1888 dar yek systeme monsajem ke aavaahu besoorate alaaeme yeksun bedoone dar nazar gereftane nowxe  zabune nemaayesh daadeh mishod bevojood aamad
mohaqqeqin aknoon mitavaanand Roosee, Faraansavee, Engelisee yu har zabune digari ru bu tavassol be in majmooeh alaaem ke midaanand maxaaniye yeksuni baraaye khunandegune mottalex az in alaaem duraa mibaashad ru nemayesh dahand
[Engelisee]
The IPA is used to notate the sounds of human languages, and contains over a hundred letter-like symbols, each of which represents a distinct phoneme. The IPA was developed in the late 1800s, and by 1888 had developed into a unified system in which sounds were represented by the same symbols regardless of the language being transcribed. Researchers could now begin to transcribe Russian, French, English, or any other language with a coherent set of symbols which they knew conveyed the same meaning to any reader familiar with IPA conventions.
[Faarsee]
…degargooneehuye moteaddedi dar IPA dar qarne bistom rokh dedeh va majmooehui be un ezaafe shodeh

ملاحظه میفرمائید که ابتدا مطلب در زبان فارسی که زبان فرض اول میباشد نوشته شده و آنگاه با نمایش [Engelisee] متذکر میشویم که از این ببعد مطلب بانگلیسی خواهد بود، بعد باز با نوشتن [Faarsee] متذکر میشویم که دوباره خط بفارسی نگارش خواهد یافت.